می خواستم در سال روز مرگ جهان پلوان این یاداشت را بنویسم که نشد ولی اینک در سال روز بهاری که در ان جهان پهلوان از کیسه فتوت خود تهیدستان زیادی را شادمان می کرد انرا می نویسم دوستی تعریف می کرد که روزی در کنار تختی در حال قدم زدن بودم که ناکهان ماشینی در پشت سر ما قرار گرفت وبدون مقدمه راننده ان شروع کرد به ناسزا گفتن وپرخاش کردن مرحوم جهان پهلوان بدون اینکه به روی خود بیاورد با عذر خواهی از سر را کنار رفت وبرای راننده متخلف دست تکان داد پس از عبور خودرو من به ان مرحوم گفتم باید جوابش را می دادیم تختی نگاهی به من کرد از ان نگاه های عاقل اندر سفیه وگفت من تختی نشدم که توی روی مردم بزنم من تختی شدم که زیر ببال مردم را بگیرم تو از حال ان راننده چه اطلاعی داری که اینگونه قضاوت می کنی ومن ان گاه بود که فهمیدم که چرا تختی تختی شده است حال که یادی از تختی شد بد نیست که به وصیت نامه هن مرحوم هم اشارهای بکنمدر غروب روز ۱۶ دی ماه ۱۳۴۶ در اتاق ۳۳ هتل اتلانتیک تختی تافن داخلی هتل را میگیرد ودر خواست کاغذ وقلم می کند وبر روی کغذی که ارم هتل اتلانتیک را با خود یدک می کشد اینگونه نوشت خانه شمیران به دو خواهر هایم واگذاردم تا موقعی که زنده هستند از ان استفاده نموده ودر صورتی که پسرم باقی بود بعد مرگشان به بابکم واگذار نمایند مدال هایم را اگر بابک عزیزم بزگ بود مال ایشان بود ولی چون چهار ماه بیشتر ندارد به اسم فرزند دلبندم بگذارید در موزه حضرت رضا دیگر عرضی ندارم صورت بدهی هایم این است بانک ها انها رهنی است اشخاص شرکت مریخ۵بنز ۵۰۰۰۰ریال نیکو سلیمی ۴۰۰۰۰ ریال امیر خان ۲۰۰۰ ریال پرویز خان بیضایی ۲۰۰۰ ریال روحالله سلیمی ۵۰۰۰ریال حهج حسین خاله ۵۰۰۰ ریال طلب از خسرو ظابطی۲۰۰۰۰ریال غلامرضا تختی روحش شاد وخدایش بیامرزد.