به صراحت مي توانم بگويم كه تاريخ يونان باستان و فرهنگ هلينيزم كه تمدن غرب خودرا وارث ان مي داند انباشته از دروغ وگزافه گويي است كه تا كنون از ديد پژ وهش گران منصف نيز پنهان نمانده است و لي اسرار بيش از حد مبيتين اين تمدن بر اين است كه مدينه فا ضله اي از يونان باستان وحكومت اتني ان را به خورد نسل هاي امروز بدهند ولي يك مقايسه ساده بين تمدن وفرهنگ باستاني ايرانيان يزان پرست با يونانيان مدعي مدنييت حقايق زيادي را پيش روي ما مي گذارد ودروغ پردازي هاي انان را اشكار مي كند به گواهي اثار وسنگ نگاره هاي به جاي مانده از تمدن هخامنشي به طور قطع مي توان گفت كه مردم ايران يكتا پرست ومحد بودهاند كتيبه هايي كه همه با نهم خداي بزرگ اهورا مزدا اغاز وبا سپاس از او ادامه مي يابد اثار به جاي مهنده در بيستون گنج نامه نمونه هاي ان هستند اين در حاتي است كه در ان هنگام در يونان بيش از ده ها خداي سنگي وخيالي مورد پرستش مردم انجا بود وبانيان تمدن يوناني حتي براي خشنودي اين خدايان انسان را هم قرباني مي كردند در هنگامي كه جاده شاهي سراسر امپراطوري وسيع ايران را به هم متصل مي كرد وموجب ارتباط سراسر امپراطوري را فراهم مي كرد ساكنين شهر هاي يوناني از ترس اينكه مبادا به اسارت وبردگي كرفته شوند توانايي دور شدن از محل سكونت خود را نداشتند چرا كه برده داري در يونان يك صنعت وتجارت شناخته مي شد بر اساس الواح گلي به دست امده از تخت جمشيد وشوش در همهن هنگام در ايران صحبت از حقوق از كار افتادگي وباز نشستگي بوداعلاميه احترام به حقوق ملل تابعه اپراطوري توسط كورش صادر مي شد حتي دروغ نگاراني مانند هرودت وگززنفون كه در دشمني عليه ايرانيان يد طولاني دارند بر ان صحه مي گذارند
+
نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 12:29 توسط مسعود کرمیان
|