گفتاري در باب امامزاده قاسم شميران
اين منطقه را در قديم (كرج عليا) ميناميدند كه ساكنان آن اغلب باغبان و چوپان بودهاند، از قرن شانزدهم پس از توسعه و بازسازي مقبره به دستور شاه طهماسب اين زيارتگاه به امامزاده قاسم معروف شد و روستاي امامزاده قاسم كه منطقه گلاب دره مرز شمال آن است در توسعه تدريجي خود از جنوب به ويلاهاي مدرن شمال ميدان تجريش ميرسد.
در سال 1224 هـ ق فتحعلي شاه دومين بازسازي را در آنجا انجام داد. در بين قبرهاي موجود امامزاده، در روي قديميترين قبر كه متعلق به ابراهيم بن عزيزالله، متوفي در سال 1002 هـ ق است اين بيت حك شده است:
اگر صد سال ماني ور يكي روز
بيايد به رفت از اين كاخ دل افروز
قبر جالب ديگر كه تاريخ آن به 1206 هـ ق ميرسد و مربوط است به آدم خان زند شاهزادهاي از خاندان زند كه از سال 1164 تا 1193 هـ ق در شهرهاي ايران حكومت ميكرد. روي يك سنگ قبر مرمر كه به ديوار تكيه دارد ميتوان تصوير سواري را حدس زد كه با يك دست نيزه و با دست ديگر افسار اسبش را گرفته است كمي پائين تر تصوير مردي با چماق كه محافظ او مينمايد و بالاي سر اين مرد سوار اين عبارت نوشته شده، هو الحي الذي لايموت (او جاودان است و نميميرد) و پس از تعريف و تمجيد بسيار از مقام جنگي و رشادت او اين ابيات آمده است كه:
پيدا چو گهر ز قطره آب شديم
وانگاه نهان چو در ناياب شديم
بوديم به خواب در شبستان عدم
بيدار شديم و باز در خواب شديم
روستاي امامزاده قاسم در زمان قاجار ييلاق مهمي در كوهپايههاي البرز بوده است مثلاً نصرت الدوله خانه ييلاقي داشت كه دويست فواره آن شهره آفاق بوده و باغهاي ميوه و گردوي الهيار صالح و ابراهيم ميرزا شرح ديدار ساموئل گرين از او هنوز موجود است. آغا باجي يكي از همسران فتحعلي شاه كه اهل قره باغ بوده نيز در اينجا ساكن بوده است، زيباترين باغ امامزاده قاسم باغ ملك است در آن طرف رودخانه گلاب دره قرار دارد باغ ملك با ديواري قديمي روي تپه بلندي محصور است اين باغ متعلق به فيروز ميرزا نصرت الدوله بود او عاشق قمار بود و اين باغ ملك را به حاج ملك و تجار يكي از ثروتمندترين تجار تهران باخت، جالب اينجا است كه سالها بعد پسر حاج ملك و تجار با دختر فيروز ميرزا ازدواج ميكند و بعد از طلاق اين ملك به عنوان مهريهاش دوباره به وراث نصرت الدوله بر ميگردد.