باسمه تعالی
تاریخ معلم انسانهاست ( امام خمینی (ره))
تقویم و مورخ
این تصور که تقویمهایی که هرسال چاپ و توزیع می شود ماهیت تاریخی دارد تصور کاملاً صحیحی به نظر می آید ، زیرا ماهیت و تاریخ هر جامعه را در مناسبتها ، اعیاد ، جشنها ، سوگها ، زادروزها ، نامگذاری همه آرمانهای دینی ، اسطوره ای و میهنی می توان جستجو کرد و هر صفحه تقویم نماد شخصیت تاریخی یک ملت است .
ملتها این حق را به خود می دهند که مقاطع افتخارآفرین خود را در حافظه خویش نگه دارند و با برپایی آیینها و یادبودها به آن ببالند ، این حق شامل روابط تلخ و ناکامیها و چه بسا حوادثی که جامعه خوش نمی دارد به آنها بنگرد نیز می شود. لذا ملتها ترجیح می دهند معمولاً در اینگونه موارد با سکوت و خاموشی از کنار آنها بگذرند.
این حقوق نانوشته و حتی ناپذیرفته از سوی حرفه تاریخ نگاری در همه کشورها چه آنها که بر کوس توسعه و فناوری می کوبند و چه آنانکه دمیدن به نی لبک پیشرفت را آموخته اند اجرا می شود . گویی دمیدن روح ماندگاری برکالبد جامعه جز از این راه ناممکن است . از این روست که کتابهای تاریخ مدارس را باید روانترین منابع اطلاع رسانی دانست . چراکه به مقتضای مصلحت ها و سیاست های هر جامعه ای شکل می پذیرند و از خود انعطاف نشان می دهند .
مثلاً اگرچه نظام آموزشی آمریکا، کوره ذوب قومیتهای گوناگون شناخته می شد ، اما پس از جنگ جهانی دوم این تعریف به ( سالاد مخلوط ) تبدیل گردید . کنایه از اینکه این افراد با حفظ آداب خود امکان به سر بردن کنار یکدیگر را دارند . اگر در اتحاد جماهیر شوروی در فاصله ای اندک دو قرائت متضاد از نقش لئون تروتسکی برای دانش آموزان ارائه می شد ، اگر در ژاپن سجایای نظامی این ملت درس اول و آخر تاریخ دانش آموزان بود ، اما پس از انفجار بمب اتمی هیروشیما این فضیلت از کتابهای درسی حذف گردیده این نتیجه را به دست می دهد که تحلیل هر جامعه از تاریخ خود پیش از آنکه معرف حقایق روی داده باشد ، شناساندن تفکر حاکم بر زمان حال آن کشور است . چنانچه سهم رسانه هایی چون تلویزیون و سینما را در ادای آن حقوق پیش گفته درنظر آوریم ممکن است به این باور برسیم که آنچه به عنوان تاریخ ارائه می گردد تبلیغات سازمان یافته است که کارش برآوردن حوایج جاریست اما این یک تعریف بدبینانه از تاریخ است .
تصویری که هر جامعه از تاریخ خود به دست می دهد ، فقط تماشاگران داخلی خود را آن هم گروههایی که تحت تاثیر دریافتهای مستقیم هستند ارضا می کند حتی می توان گفت که تدوین گران این تصاویر خود نیز به عدم کارایی این نگاه رسمی در بیرون از مرزهای کشور باور دارند .
ترسیم آبرومندانه گذشته برای مصارف داخلی چیزی است و بازیافت حقایق از رویدادها بر بنیاد اسناد و مدارک چیز دیگر ، تزریق عرق ملی ، پرورش جمعیت دینی ، بازسازی اسطوره ها ، دمیدن روح میهنی آن هم از طریق تاریخ ، عرف همه جوامع است .
اما علم تاریخ نسبتی با این نگاه ندارد و تعهدی برای تسلی دادن به ملتها احساس نمی کند همین خصلت بسا بی رحمانه از تاریخ معلمی می سازد برای همه اعصار ، آموزگاری که تلخی و شیرینی ها را یک جا در آیینه شفاف خود می تاباند و به خواننده یادآور می شود .
تقویم های رومیزی کار خودشان را می کنند و مورخ کار خودش را . البته اگر مورخ باشد نه راوی صرف .
ادوارد هالت کار می گوید : وظیف مورخ نه عشق ورزیدن به گذشته و نه رهایی یافتن از آن است بلکه مورخ باید به کلید فهم حال به گذشته دست یابد و آن را درک کند .