شهرستان شمیرانات در شمال تهران قرار دارد و بر طبق تقسیمات کشوری سال 1356 بخش های مرکزی به لواسانات ( گلندوک ) و رودبار قصران (فشم) را در بر می گیرد .
شمیرانات از شمال به شهرستانهای نور و آمل ( مازندران ) و از شرق به ورامین و از غرب به شهرستان کرج و از جنوب غربی به کن و سولقان محدود می شود .
بررسی هایی که تاکنون پیرامون وجه تسمیه و سبب نامگذاری شمیران گرفته به نتیجه قاطع نرسیده است .
به نظر نگارنده نام شمیران را باید با معنای واژه تهران جستجو کرد .زیرا به احتمال بسیار تهران مرکب از دو بخش ته به معنای گرم و ران یعنی جا و مکان و برروی هم به معنی جای عمیق و گرم است . این واژه نیز در ایران پیشینه دارد . چنانکه یکی از روستاهای اطراف تهران بر طبق مندرجات تاریخ اصپهان حافظ ابونعیم ( سده چها هجری )و معجم البلدان یاقوت حموی ( سده هفتم هجری ) بنام طهران ( یتران ، طیران ، تهرون ، نیرون ) نام داشته که نام خویش را از تبره عرب ( طی ) گرفته است که در سده نخست هجری به این منطقه مهاجرت و نام خود را به آن داده اند . نام شمیران نیز در آبادیهای ایران و قلمرو فرهنگی – جغرافیایی قدیم آن نیز پیشینه داشته و بی سابقه نیست که شمیران تارم ( شمیران و یا شمع ایران خوانده شده و تختگاه کنگریان در سده چهارم هجری بوده است ) شمیران وان و ارمنستان آران ( آذربایجان ) و گاه بصورت سمیرم ( علیا و سفلی – شهرضا و قمشه ) و شمیرم لرستان و شاید شمیلان طوس از آن شمار است نامواژه شمیران به عنوان یک دژ مستحکم نظامی یا فصیل و هندق و قلعه بالایین از سده نهم در کتب تاریخی اشاره شده است .
ظاهراً واژه شمیران متضاد واژه تهران و از دو بخش شم یا سم به معنی سرد + ران یعنی جا و مکان و بررویهم به معنای جای سرد است .
درعین حال شاید که این واژه شم به معنی گردنه کوهستانی بلند و برفگیری نیز بی رابطه نباشد . بخش نخست را هم می توان در کلمات زمین مرکب از زم + پسوند ین و زمهریر ( برزخ و جای سرد زم + هریر) زمستان زم + پسوند ستان مشاهده کرد .
افزون بر آن واژه سم یا سم گاه به صورت سوم درگویش های جنوبی ایران مشاهده کرد که به معنی سردی و سرماست مطابق تحقیقاتی که نگارنده در خصوص واژه تجریش نیز به عمل آورده و در عین حال نشان می دهد که نام ( تجریش ) مرکز شمیران نیز مرکب از دو بخش تجریه صورتهای تجر تا تاچار و یا تجریا طرز و تزر به معنی سرد و سرماست که دست کم از دوران سلطنت داریوش اول هخامنشی ( 522-486 ق م ) تخت جمشید یا کاخ معروف تجریشینه دارد و هم اکنون در بسیاری از نقاط ایران صورت تجروتزر (طرز) در یزد ، ملایر ، خراسان و ... وجود دارد .
بخش دوم (یش) به صورت (شت) مذکور در راحه الصدور و آیت السرور راوندی ( سده پنجم هجری قمری ) که به صورت طجرشت مصبوط و پسوند مکان است .
نام تجریش قدیمتر از شمیران و نخستین بار در ذکر وقایع دوران سلجوقی به صورت طجرشت آمده است . در راحت الصدور و آیه السرور ابوبکر سلیمان راوندی آمده است که « آنگاه سلطان طغرل بک از تبرک به سوی ری شتافت به قصران بیرونی به در دیه طجرشت از جهت خنکی هوا نزول فرمود چه حرارت هوا به غایت بود . رعاف بر او مستولی شد و به هیچ دارو امساک نپذیرفت تا قوت ساقط شد و از دنیا رفت در رمضان سنه خمس و خمسین و اربع مانه 455 قمری » ظهیرالدین نیشابوری در سلجوقنامه ( درگذشت 582 ) نیز گزارش می کند در شهر رعنایه دیه طرشت که خانه او بود . که بنابه تحقیقات نگارنده جسد وی را پس از مرگ از خانه و کاخ تابستانه اش به ری آورده و در برج معروف به طغرل به خاک سپردند .
بطوریکه در بالا یاد شد نام شمیران نخستین بار بدین صورت در سده نهم توسط مورخ معروف به میرظهیرالدین مرعشی نویسنده کتابهای تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمستان ضبط و گزارش شده است . در آن زمان دژ دربند شمران قصران از استحکامات تدافعی بسیاری بیش از قلاح منطقه چون قالیس و لورامه برخوردار بود تا آنجاکه سپه سالار تمامی ممالک رستمدار مازندران و رویان در آنجا اقامت داشته است .در دوران سلطنت شاهرخ میرزا تیموری ( 807 – 850 ه ق ) حاکم انتصابی وی از خراسان به نام امیر الیاس خواجه در دردربند شمیران مورد حملات ملک کیومرث استنداریه از امرای ایرانی نژاد شمال قرار گرفت و قلعه به تصرف وی درآمد .
افزون برآن مرعشی دروقایع سالهای 832 – 831 نیز ازهجوم لشکریا گیلان ( رودبار و دیلمستان ) به پشتکوه و رستمدار خبر داده که در آن میان گشودن دربند شمیران برخلاف دژهای دیگر چون قالیس ( طالقان ) اورای ( شهرستان ) و امام ( اوشان و فشم ) با دشواری بسیار انجام گرفت و تاراج و غارت قلعه ثروتمند شمیران پایان یافت .
به نظر می رسد که این دژ استوار در ضمن همین وقایع و با رخدادهای سهمناک دیگر خراب و بزودی متروک شده است و از آن پس از این دژ تنها نامهای ( سرگردان قلا ) و ( سرقلا ) و ( دربند ) و( پس قلعه ) به یادگار مانده است چنانکه در ضمن رویدادهای دوران شاه عباس دوم صفوی ( 1052 – 1077 ه ق ) از وجود این دژ در شمیران خبری در دست نیست زیرا محمد طاهر و چند قزوینی در کتاب عباسنامه می نویسد رایات نصرت آیات شاهعباس ثانی از لار به لواسان و از لواسان به دماوند و از دماوند متوجه شمیران گشته چند روز آن مکان خلد عنوان مقر رایات منصور و منزل عسکر قیامت شور بود . پس از شمیران به تهران رفته است بدین ترتیب نخستین بار به جای واژه قصران ( قصران بیرونی یا خارج ) نام شمیران نشسته و درکنار آن نیز از لواسان یاد می شود . دریاد رویدادهای سال 1173 در کتاب تاریخ گنسای و روضه الصفای ناصری رضاقلی هدایت از اقامت کریم خان زند در روزهای گرم تابستان در شمیران گزارش شده است .
از دوران آغامحمدخان قاجار و پایتخت قرار گرفتن تهران ( 1200 ه ق ) شمیران مورد توجه قرار گرفت و به نوشته هدایت « رایت نصرت سلطانی به جانب طهران در اعتزاز آمده عرصه بساتین شمیران منصوب خیام دلیران و ایران گردید .
شمیران در دوره فتحعلیشاه مرکز شکار و تفریح وی قرار گرفت و به نوشته لسان الملک سپهر در ناسخ تواریخ قاجاریه « پس از قرار و مدار امور نزدیک و دور حضرت خاقانی به ییلاقات شمیران فرموده به تفرج و شکار اشتغال می ورزید .
ناصرالدین شاه ( 1264 – 1313 ق) فرمان به ساختن عمارات و کاخ و باغهای بسیار داد که همسران متعدد وی در آنها اقامت داشته اند .
گذشته لواسانات و قصران تاریخ منطقه قصران را بایستی به عنوان بخشی از ری باستان از کشفیات باستان شناسان و کتیبه ها و متون کهن استخراج کرد .بر اساس کاوشهای باستان شناسی در تپه های قیطریه شمیران ( قصران خارج ) در سال 1374 توسط باستان شناسان ایرانی و روستای دروس و گاه به صورت اتفاقی از جمله کشف ظروف سفالین منقوش در نزدیکی روستای ایگل ( قصران داخل ) گذشته این منطقه را می توان تا پایان هزاره دوم و آغاز هزاره اول قبل از میلاد بالا برد .
در سنگ شیشه های آشوری از لشگرکشی پادشاهان آشوری به سرزمین ماد یاد شده و کوه بیکنی ( کوه لاجورد ) را که بیشتر بر دماوند قابلیت انطباق دارد به عنوان آخر دنیا پنداشته اند .
ری به عنوان « ماداگاریاراگس » در دوران تاریخی از شهرت به سزایی برخوردار بوده و دورانهای ماد ( 753 – 559 ق م ) هخامنشی ( 559 – 330 ق م ) سلوکی ( 330 – 250 ق م ) اشکانی ( 250 ق م تا 226 میلادی ) و ساسانی ( 226 تا 651 میلادی ) به عنوان یکی از مهمترین شهرهای جهان باستانی در تورات یاد شده است . گشودن قصران و دماوند برخلاف شهر ری به سادگی برای مسلمانان میسر نشد . در طبرستان ، رویان و دیلمان یعنی نواحی کوهستانی شمالی ایران نیز تحت همین شرایط کار تصرف این نواحی مدتها به درازا کشید و بیشتر اعراب با پذیرش حکام محلی به پرداخت خراج و مالیات بسنده میکردند .ناصرخسرو شاعر شیعی مذهب سده پنجم هجری نام لواسان را ضبط کرده و می نویسد میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی آن را لواسان گویند .
سپس این نام در سده های بعدی بر ناحیه کنونی اطلاق شده که گاه بصورت ( لباسان ) برروی یک لنگه در قدیمی بقعه سید اسماعیل تهران مورخ به سال 886 خوانده می شده است . در پایان سده سیزدهم می نویسد « قصران علیا همین لواسانات را گویند که از گردنه قوچک طرف شمال جلگه طهران که شخص سرازیر شده از رودخانه جاجرود عبور نموده است شمال این رودخانه اول بلوک لواسانات است که به دو لواسان تقسیم شده لواسان بزرگ و لواسان کوچک و این لواسانات را حالا هم قصران علیا می گویند .»
منابع :
1. دکتر موسوی سید احمد کیهان فرهنگی سال 1368 تهران هزار ساله .
2. دکتر ستوده منوچهر جغرافیای تاریخی شمیران ، مقدما ، نفیسی ، سعید تهران قدیم بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص 7و8 جواهر کلام علی تهران 1357 ص 17 کسروی ، احمد نامها شعرها و دیه های ایران طهران 1326 ج 2 ص 7
3. راوندی ، ابوبکر سلیمان راحه الصدور و آیه الصدور تهران 1328 ص 112
4. ظهیری نیشابوری سلجوقنامه ص22
5. کریمان ، حسین تهران در گذشته و حال دانشگاه ملی ایران ص 78
6. مرعشی میرظهیرالدین ، تاریخ طبرستان مازندران و رویان محمدحسین تسبیحی موسسه مطبوعاتی شرق ص 406
7. محمد طاهر ( وحید ) عبادالدین عباسنامه ابراهیم دهگان اراک سال 1329 ش ص 321 و330
8. میرزاصادق گیتی گشای 92 هدایت رضاقلی خان روضه الصفای ناصری چاپخانه پیروز خیام و مرکزی تهران 1337 ص 28
9. سپهر لسان الملک محمدتقی ناصخ التواریخ قاجار تهران 1373 قمری جلد اول ص 160
10. سیف ا... کامبخش تهران سه هزار و دویست ساله کانون قصا تهران 1369
11. کریمان ری باستان انجمن آثار ملی ایران ص 15 کریمان تهران در گذشته و حال 7و8
12. کریمان قصران ص 20
13. مرعشی تاریخ طبرستان مازندران و روبان ص 127
14. ناصرخسرو سفرنامه دبیرسیاقی تهران 1335 ص 24
15. آملی ، اولیاءا.. تاریخ رویان ، کوشش منوچهر ستوده بنیاد فرهنگ ایران سال 1352 ص 12و13
16. اعتمادالسلطنه مراه البلدان ج 42 ص 10