امروزه ديگر به گورستانها به عنوان مكاني جهت تدفين اموات نگاه نميكنند بلكه آن را به عنوان يك سرمايه ملي و حافظه تاريخي يك قوم، شهر و حتي يك ملت نگاه ميكنند مانند گورستان پرلاشرز در پاريس و يا تخت فولاد در اصفهان، ابن بابويه در شهر ري، ولي در تهران مسئولين شهر گويي مسابقهاي را شروع كردهاند به منظور از بين بردن اماكن تاريخي شهر به گونهاي كه ديگر ما از گورستانهاي تاريخي شهر كمتر نشاني مييابيم با ذكر اين مقدمه به معرفي يكي از گورستانهاي تاريخي نا آشنا كه در شمال شهر تهران واقع شده ميپردازيم.
اين گورستان به مساحت دوهزار متر مربع مي باشد كه در جنب باغ و سفارت تابستاني دولت انگليس واقع شده . گورستان داراي باغ بزرگي با ديوارهاي قرمز رنگ مي باشد و در ابتداي خيابان دولت از سمت خيابان دكتر علي شريعتي قرار دارد ديوارهاي آن پوشيده از آجرهاي يكدست قرمز است و ورودي آن درب چوبي است كه مي گويند چهل سال قدمت دارد و بنابر تاريخ متوفيات آن از آخرين مراسم تدفين در آنجا 45 سال مي گذرد و بعد از آن كسي ديگر در آنجا دفن نشده است .
گورستان دولت كه يادگار دو جنگ جهاني مي باشد در مكان زيبا و مصفايي واقع شده و داخل آن در ابتداي بعد از درب ورودي يك بناي گنبدي شكل قرار دارد كه صليب نسبتاً بزرگي بر روي آن حك شده است. حدود پانصد سنگ قبر در آن به چشم مي خورد كه قابل شمارش نيز هست شانزده سنگ هاي يادبود وجود دارد كه نام 4500 مرد وزن در آن حك شده و سنگ يادبود به آنان هديه شده است سنگ قبرها يك شكل و منظم مي باشد و متعلق به كساني است بين سالهاي 1918-1914 ، 1945-1938 در بنادر جنوب در جريان نبرد با دلير مردان تنگستاني كه عليه سلطه استعمارگران انگليسي در ايران به مقابله پرداخته بودند و يا در كوهستانهاي غرب ايران در درگيري با قواي دول محور در اثناي جنگ جهاني اول و يا جنگ جهاني دوم كشته شده بودند. البته در ميان آنها افرادي هم هستند كه به مرگ طبيعي فوت شدهاند كه از محافظان خطوط نفت جنوب (پليس جنوب )، مهندسان توپخانه ، سربازان ، فرماندهان و متصديان خطوط تلگراف بوده اند.
قبلاً اينگونه معروف بود كه گورستان دولت به باغ تابستاني سفارت انگليس تعلق دارد ولي بعدها مشخص شدكه اين زمين متعلق به اليسون سفير وقت انگليس در ايران ميباشد. البته از انگيزه سفير از خريد اين زمين و اختصاص آن به قبرستان چيزي به يادگار نمانده و مالكيت زمين به اليسون نيز بعد از مرگ وي پس از خواندن وصيت نامهاش كه آن را وقف گورستان كرده بود مشخص شد لذا اين زمين مبدل به گورستان گرديد. در روي يكي از سنگ قبرهاي يكي از كاركنان شركت نفت انگليس نوشته شده است.
طلوع خورشيد گذر است
سايه ها فرو مي افتد و اما عشق و
خاطرات هرگز از دست نمي رود.
از آنجا كه اين گورستان يادآور قيام دلير مرداني چون باقر خان تنگستاني ، احمد خان تنگستاني ، شيخ محمد چا كوتاهي ، زائر خصرخان سالار اسلام و رئيس علي دلواري و ساير مبارزين و حافظين كشور عزيز ما ميباشد جا دارد كه شهرداري و يا ساير كساني كه توانايي دارند نسبت به احداث پارك و يا بنايي در جوار اين گورستان كه با تنديس اين بزرگان مزين شده باشد و ياد دلاوري هاي آنان زنده و در معرفي آنان بر جوانان و نوجوانان و كساني كه حوصله مطالعه تاريخ كهن اين سرزمين را ندارد اقدام نمايند.
باشد كه چنين بادا
تهران تا قرنها پس از ظهور اسلام يكي از ييلاقات شهر ري به شمار ميرفت، كه داراي باغهاي ميوه فراوان و آب و هوايي سالم و مفرح بود. در بعضي از اسناد از تهران به عنوان بخشي از قصران و بخشي از ري ياد شده و در بخش ديگر در حساب حوزه دماوند بود. در كتيبههايي كه از آشوريان به جاي مانده عبور از تهران و رسيدن به دماوند ذكر شده، بطوريكه مرحوم حسن پيرنيا در كتاب ايران باستان مينويسد: «يكي از سركردگان آشوري از قلمرو ماد گذشته تا بيكني يا كوه لاجورد (دماوند كنوني) راند و آشوريها اينجا را آخر دنيا پنداشتند.»
تهران در دامنه جنوبي رشته كوههاي البرز و حاشيه شمالي كوير مركزي ايران در دشتي هموار با شيبي از شمال به جنوب آرميده است و قله بلند دماوند همچون نگهباني هوشيار بر آن خيره گرديده است و اين شهر توسط چهار رودخانه، كرج در غرب و جاجرود در شرق و رودخانه لار در شمال شرقي و رودخانه طالقان در شمال غربي و برخي رودهاي فصلي و منابع آبي زيرزميني مشروب و سيراب ميشود.
مورخين صاحب نامي نظير ياقوت حموي، ابواسحق اصطخري، حمدا... مستوفي از تهران در نوشتههاي خود ياد كردهاند، ولي همگي در يك نكته متفق القولند كه قريه تهران در گذشته مركز غارتگري و چپاول بوده و از آنجا كه بر سر راه شهر ري قرار داشته و گاه و بيگاه كاروانهايي از آن ميگذشتند، راهزنان در آن مجتمع شده و كاروانها را مورد دستبرد قرار ميدادند، زيرا در آن سالها ري يكي از مراكز مهم سياسي، بازرگاني و اداري بود و پيوسته مدعياني در صدد تصرف و حكمراني بر آن بودند و تهران محل مناسبي براي گردهمايي، لشگر آراستن مدعيان قدرت و پناهگاهي مطمئن براي شكست خوردگان و فراريان سياسي و مجرمين به شمار ميرفته و به همين جهت تهرانيها به منظور حفظ و حراست مال و جان خود در تمام سطح منطقه سردابها، نقبها و زاغههايي ايجاد كرده بودند.
تهران را انار آن نيز معروف كرده بود، به گونهاي كه در قديميترين كتابي كه نام تهران در آن آمده تحت عنوان، فارسنامه ابن بلخي كه به نام سلطان محمد بن ملكشاه سلجوقي در سالهاي 500 تا 510 هجري قمري تاليف شده آوردهاند: «در بلوك كواي كه در 49 كيلومتري اصفهان و در غرب آن قرار دارد، انار خوبي به عمل ميآيد كه به خوبي انار تهران ميباشد.»
از اين مطلب پيداست كه انار تهران براي خود اسم و رسمي داشته و ميزاني بوده كه انارهاي نقاط ديگر را با آن ميسنجيدهاند.
مورخ معروف ياقوت حموي در كتاب معجم البلدان در مورد تهران مينويسد «طهران قريهاي است كه در زير زمين ساخته شده و راهي به هيچ يك از خانههاي زاغه مانند آن نيست مگر به دلخواه و خواسته مردمان آن»
بنا به نوشته ناصر نجفي:
«قديميترين سند تاريخي معتبري كه نام تهران در آن برده شده كتاب المسالك و الممالك ميباشد اين كتاب اثر ابواسحاق اصطخري است كه به سال 340 هجري قمري نگاشته شده و طي آن به تفصيل از اين قريه سخن رفته است.»
استاد سعيد نفيسي معتقد است:
«اولين باري كه در كتابها به اسم تهران بر ميخوريم به مناسبت نام يكي از فقهاي ايراني است به نام ابوعبدالله محمد بن حماد الطهراني الرازي كه چون نام وي را طهراني رازي گفتهاند و رازي يعني اهل ري، پيداست كه اين دانشمند از همين تهران بوده كه حدود يك هزار و صد و اندي سال پيش در گذشته است».
دكتر حسن كريمان محقق برجسته و مولف كتاب «تهران در گذشته و حال» معتقد است كه چون تهران را روستاي كوچكي از دهستان قصران ري ميشمارند، كمتر نامي از آن در منابع جغرافيايي قديم آمده، و فقط در تاريخ بلعمي فصل، شرح پادشاهي قيا و پادشاهي ساساني آمده است: «او را اسپهبدي بود به ري، شاپور نام، از دهي نام آن مهران،»
البته لازم به ذكر است كه منطقه ضرابخانه كه در مشرق جاده قديم شميران كه امروزه به نام دكتر علي شريعتي نام گذاري شده است را در قديم مهران ميگفتند و اصطلاح ضرابخانه در زمان ناصر الدين شاه پس از آن كه ضرب سكه در آنجا آغاز شد به آن منطقه اطلاق گرديد. هيچ بعيد نيست كه ده مهران كه بلعمي از آن ياد ميكند همين ضرابخانه فعلي باشد.
همانطور كه قبلاً نيز ذكر كرديم تهران در واقع به انار خود شناخته شده و كانون دزدان و غارتگران و محل اختفاي اموال مسروقه بود و اين وضع تا زماني كه قزوين توسط شاه طهماسب اول صفوي به پايتختي انتخاب شد ادامه داشت. به عبارتي ترقي و گسترش و رشد تهران از همين ايام آغاز شد و شاه طهماسب صفوي به دليل آنكه سيد حمزه جداعلاي صفويه در شهر ري و در جوار مرقد حضرت عبدالعظيم مدفون بود، گاه به زيارت آن مرقد و مرقد مطهر حضرت عبدالعظيم حسني(س) ميرفت و درپارهاي از اوقات به شكار در اطراف دشتها و كوهپايههاي تهران ميپرداخت، تا به تدريج اين رفت و آمدها رغبت او را به تهران دامن زد تا جايي كه دستور داد پيرامون آن برج و با روي محكمي بسازند.
بدين ترتيب به دستور شاه طهماسب اولين بناي رسمي تهران در سال 971 ه ق با ايجاد 114 برج به تعداد سورههاي قرآن در تهران آغاز شد و زير هر برج يكي از سورههاي قرآن را دفن كردند.
حصاري كه دور تهران كشيده شد، شش هزار قدم طول داشت و براي ساختمان آن از دو منطقه بزرگ خاكبرداري كردند كه بعدها يكي از اين دو محل به چاله ميدان و ديگري به چاله حصار معروف شد. چاله ميدان كه به چالميدان معروف شد هم اينك نام محلهاي در جنوب خيابان مولوي و در طرفين خيابان ري ميباشد كه در روزهاي عاشورا دستههاي سوگواري و سينهزني نخست در آنجا تجمع كرده و سپس از آن محله به محلههاي ديگر تهران ميرفتند.
اين گود محل استقرار عدهاي از قاچاقچيان، قمار بازان، دزدان و فواحش نيز بود و مرتباً در آنجا زد و خوردهايي صورت ميگرفت، ميرزا يوسف مستوفي الممالك وقتي چنين ديد دستور داد در اراضي چاله حفر كنند تا زباله و كثافات و نخالههاي شهر را در آنجا بريزند و سپس دستور پر كردن آنرا داد و باغي هم در آن محل احداث شد كه بعدها باغ هم از بين رفت و به جاي آن ساختمان مسكوني بنا كردند.
چاله ميدان نيز وضعي مشابه چاله حصار داشت و محل تخليه زباله تهران به حساب ميآمد، اين محله به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سيد اسماعيل و ميدان مال فروشها، ميدان امين السلطان، گمرك خاني آباد، دروازه غاز و ميدان پاقاپوق يا ميدان اعدام و محمديه فعلي بود. در دوره ناصر الدين شاه فرخ خان امين الدوله (كاشي) اقدام به احداث مسجدي در آن نمود و نيز به اين دليل كه مرقد امامزاده اسماعيل و آب انبار ميرزا موسي تفرشي در حوالي آن قرار داشت، تدريجاً از حالت زباله داني درآمد و حالت منطقهاي مسكوني و تجاري را به خود گرفت.
به غير از شاه طهماسب اول، شاه عباس اول نيز به تهران تردد ميكرد و در آن ابنيه و اماكني ايجاد كرد. ولي در يكي از مسافرتهايش در تهران مبتلا به بيماري مالاريا شد و پس از بهبود سوگند ياد كرد كه ديگر به تهران قدم نگذارد و آن را حتي نفرين و لعنت كرد. پس از قهر شاه عباس با تهران ديگر كسي سراغي از تهران نگرفت تا زمان شاه سليمان صفوي كه او اندك توجهي به تهران كرد و يك بار هم موقع سفر به مازندران، دستور ايجاد كاروانسرايي جهت اقامت در تهران را داد.
در فتنه افغان، شاه طهماسب دوم كه از پيشروي افغانها در اصفهان گريخته بود، مدتي در تهران اقامت كرد ولي به محض شنيدن خبر نزديك شدن محمود افغان به تهران از تهران گريخت. ولي مردم تهران در مقابل افاغنه به مقاومت پرداختند اما به علت ضعف تجهيزات دفاعي شكست خورده و شهر به دست افاغنه افتاد و افغانيها از ترس مردم تهران در ارگ شهر سنگر گرفته و براي ايمن ماندن از حمله ناگهاني مردم شهر و پيش بنيني راه فرار، بر روي خندق شمالي ارگ پلي بستند و در جلوي آن دروازهاي به نام دروازه ارگ ايجاد كردند، كه اين دروازه بعدها به دروازه دولت معروف شد.
بعد از انقراض صفويه، نادر شاه افشار در سال 1154 ه ق تهران را به رسم تيول به پسر خود رضا قلي ميرزا داد و پس از افشاريه كريم خان زند به علت درگيري و نزاع با محمد حسن خان قاجار، صلاح خود را در اقامت در تهران ديد و اقداماتي نيز براي عمران و آبادي آن انجام داد، اما بعد از كشته شدن محمد حسن خان قاجار تهران را به حال خود گذاشت و به شيراز رفت. بعد از مرگ كريم خان و فرار آغا محمد خان قاجار از شيراز در سال 1200 ه ق تهران به تصرف آغا محمد خان قاجار در آمد و در آن تاجگذاري نمود و دستور داد كه سكه به نام او ضرب كنند و تهران را دارالخلافه ناميد.
آغا محمد خان فرصت چنداني جهت اقامت در تهران نيافت و اندك زماني پس از تاجگذاري به دست خدمتكاران خود به قتل رسيد و خانبابا جهانباني برادرزاده او با نام فتحعلي شاه در تهران به تخت نشست و ساختمانهايي همچون مسجد سلطاني يا مسجد شاه در منطقه بازار خيابان و ميدان و كاروانسرا ساخت كه موجب شد تهران رونق خاصي به خود بگيرد.
تهران در عصر ناصرالدين شاه رونق و گسترش زيادي يافت و جمعيت آن به صد و پنجاه هزار نفر رسيد، ناصرالدين شاه دستور داد كه موسيو بهلر مهندس فرانسوي نقشه جديد شهر را ترسيم و حصار جديدي را به دور شهر تهران كشيد و از طريق 12 دروازه ارتباط آن را با خارج شهر ممكن ساخت و به دور شهر نيز خندقي حفر كرد و طي مراسم باشكوهي در بخش جديد، شهر را افتتاح كرد و ناصر الدين شاه با كلنگ نقرهاي كه برايش ساخته شده بود كلنگ افتتاح را بر زمين زد. دروازههاي تهران عبارت بودند از دروازههاي دولت، يوسف آباد و شميران در شمال شهر، دروازههاي خراسان، دولاب و دوشان تپه در شرق شهر، دروازههاي باغشاه، قزوين، گمرك در غرب شهر و دروازههاي غار، رباط كريم و حضرت عبدالعظيم در جنوب شهر
محدوده شهر هم عبارت بود از شمال، محدود به خيابان انقلاب فعلي، پيچ شميران، چهار راه كالج و خيابان سيمتري (كارگر كنوني). غرب شهر از حدود چهار راه جمهوري كنوني تا حوالي ميدان گمرك محدود ميشد. جنوب شهر از خيابان شوش حدود ميدان راه آهن كنوني تا ميدان شوش. شرق شهر از خيابان شهباز (17 شهريور كنوني) محدود و حوالي ميدان فوزيه (امام حسين(ع) كنوني) محدود ميشده، و خيابانهاي معروف آن عبارت بودند از خيابان لالهزار، شاه آباد، اسلامبول، علاء الدوله (فردوسي كنوني)، خيابان لختيها (سعدي)، خيابان واگن خانه (اكباتان)، خيابان عين الدوله، دوشان تپه (ژاله)، نظاميه (بهارستان فعلي) و خيابان دروازه شميران كه همگي در محله دولت كه به دليل نزديكي با كاخهاي سلطنتي به اين نام خوانده ميشد قرار داشتند. ديگر محلههاي تهران عبارت بودند از محله سنگلج (پارك شهر كنوني)، چاله ميدان، چاله حصار، عودلاجان، سرپولك (كه خانه آيت ا... بهبهاني و دكتر چمران در آن قرار دارد)، خاني آباد، قنات آباد، پاچنار، پامنار، گارماشين، باجمالوها، گود زنبورك خانه، صابون پزخانه، بازار، دولت، گود عربها و دروازه قزوين كه در بستر شهر تهران آرميده بودند.
تهران به تدريج از اوايل عصر ناصري به سمت تاثير گرفتن از معماري اروپايي شروع به پوست انداختن كرد و اقداماتي در جهت ايجاد پارك، باغ وحش و بيمارستان و مدرسه مدرن و ساختمان پلي تكنيك دارالفنون و قورخانه (ايستگاه فعلي مترو در ميدان امام خميني (ره)) و باغ ملي و ماشين دودي شروع به خود نمايي كرد و موسساتي مانند بلديه يا شهرداري براي اداره شهر و نظميه براي برقراري امنيت صحيح براي بهداشت و درمان شهر بوجود آمد.
شهرداري تهران به دنبال كودتاي سوم اسفند 1299 و روي كار آمدن حكومت كودتا سيد ضياء، اقداماتي نسبت به ايجاد روشنايي و آب پاشي معابر و جمع آوري متكديان از سطح شهر و ايجاد نواخانههايي جهت ايتام و فقرا نمود. به دنبال انقراض سلسله قاجاريه و روي كار آمدن رضا شاه و سلسله پهلوي سر لشكر بوذر جمري به سمت شهردار تهران منصوب شد. بوذر جمري شروع به اقدامات براي نوسازي مستمرات كرد كه به اعتقاد بسياري لطمه زيادي به هويت تاريخي شهر وارد نمود.
در دوره پهلوي اول شهرسازي در تهران گسترش يافت و ديوارها و برج باروي شهر تخريب و دروازههاي شهر همگي از بين رفت. در اين دوره ساختهايي مانند بانك ملي، وزارت امور خارجه، شهرباني، ايستگاه راه آهن، دانشگاه تهران، كاخ دادگستري و كاخ وزارت دارايي بنا شد و خيابانهايي مانند سپه، پهلوي، شميران، شاه رضا ايجاد شد.
اين اقدامات موجب مهاجرت بيرويه مردم ديگر شهرها به تهران براي دستيابي به زندگي بهتر و كسب درآمد بيشتر كه در نتيجه سياستهاي نادرست حكومت پهلوي در تزريق امكانات به شهر تهران صورت ميگرفت شد. اين گسترش موجب بلعيده شدن بسياري از روستاهاي اطراف تهران توسط شهر تهران گرديد كه امروزه به صورت محلههاي گوناگون خود نمايي ميكند. كه بعضاً نام همان روستاها را بر خود دارند، مانند قصر، عباس آباد، سيد خندان، شمس آباد، نارمك، يوسف آباد و ...
گسترش شهر تهران در محدودههاي جغرافيايي مختلف موجب شد كه شهر در جمعيت عمودي نيز توسعه پيدا كند. ساختمانهاي بلند و برجهاي چندين طبقه براي اسكان جمعيت رو به افزايش اين شهر مجال نفس كشيدن را از مردم تهران را گرفته و اين در حالي است كه شبكه حمل و نقل تهران همچنان سنتي مانده است. البته در سالهاي اخير سعي شده با احداث بزرگراهها، بلوارها، خيابانها، پلهاي هوايي، زيرگذر، تونلهاي زيرزميني و خطوط مترو سعي در رفع اين مشكل بزرگ شود.
از وقايع مهمي كه در تهران روي داده ميتوان، حمله به سفارت روسيه و قتل گريباديف سفير دولت روسيه تزاري به جرم هتك حرمت از دو زن مسلمان، كه آن را ميتوان يك جنبش اجتماعي به حساب آورد. همچنين شورش رژي در سال 1307ه ق توسط مردم تهران و تحريم تنباكو كه به دنبال آن امتياز واگذار شده به انگليس لغو شد. پس از آن واقعه ترور ناصر الدين شاه به دست ميرزا رضاي كرماني بود. و از وقايع ديگر وقوع انقلاب مشروطه در سال 1285 بود كه منجر به تشكيل نخستين مجلس شوراي ملي و تدوين نخستين قانون اساسي ايران شد.
از ديگر وقايع به توپ بستن مجلس شوراي ملي توسط محمد علي شاه، سال 1336 ه ق و كودتاي سوم اسفند رضا خان در سال 1299 ه ش و اشغال تهران توسط نيروهاي متفقين و به تبعيد فرستادن رضا شاه و به تخت نشاندن محمد رضا شاه بود. وقوع كودتاي سيا امريكايي، انگليسي 28 مرداد سال 1332 و تيرباران فدائيان اسلام در سال 1334 ه ش توسط رژيم منحوس پهلوي قيام 15 خرداد عليه رژيم پهلوي و ترور حسنعلي منصور، عاقد قرارداد كاپيتولاسيون توسط كادر فدائيان اسلام، «محمد صفار هرندي، محمد بخارايي و نيك نژادي» و بالاخره پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري زعيم كبير حضرت امام خميني (ره) ميباشد. تهران در جريان دو رويداد انقلاب و جنگ تحميلي جمعاً 29 هزار 745 شهيد داده است. تهران در تقسيمات كشوري در سال 1336 مركز استان تهران خوانده ميشد و در سال 1340 ه ش به عنوان مركز استان مركزي برگزيده شد. اما در تقسيمات سال 1356 استان مركزي به مركزيت شهر اراك از تهران جدا و عنوان استان مركزي بدانجا داده شد و مجدداً تهران مركز استان تهران مقرر شد. در حوالي تهران مناطق ييلاقي فراواني مانند اوشان، فشم، لواسان، دماوند و فيروزكوه وجود دارد. در شهر تهران و حوالي اماكن زيارتي و مذهبي فراواني مانند امامزاده يحيي، امامزاده صالح، امامزاده قاسم، امامزاده داود، سيد ملك خاتون، امامزاده حسن، امامزاده معصوم و سيد نصرالدين، سر قبر آقا، امامزاده عينعلي و زينعلي، امامزاده ابراهيم، امامزاده پنج تن، امامزاده اسماعيل و مرقد مطهر امام خميني(ره) و مزار شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي در بهشت زهرا ميباشد. كاخهاي به جاي مانده از دوره سلطنت قاجار و پهلوي، موزههاي ايران باستان، هنرهاي زيبا، رضا عباسي، هنرهاي ملي، موزه امام علي و بازار شهر تهران از ديگر مناطق ديدني شهر ميباشند. از خانههاي معروف و تاريخي تهران ميتوان به محل اقامت حضرت امام خميني(ره) در جماران، خانه پروين اعتصامي، خانه جلال ال احمد، خانه آيت ا... بهبهاني، خانه اسدا... علم كه هم اكنون مركز ستاره شناسي شهرداري تهران در منطقه ميباشد اشاره كرد. مساجد معروف آن عبارتند از مسجد ارگ، مسجد سيد عزيز ا...، مسجد آذربايجانيها، مسجد امام خميني (مسجد شاه) مسجد بلال، مسجد صاحب الامر، مسجد هدايت و مهديه تهران و مسجد فنا، حسينه ارشاد و مسجد سپهسالار (مدرسه عالي شهيد مطهري) اشاره كرد.
گورستانهاي قديمي تهران بر اثر گسترش شهر بجز آناني كه پيرامون امامزادهها قرار داشتند تخريب شد و هم اكنون اثري از آنها وجود ندارد و عمده آن در منطقه مسگرآباد (مشيريه و مسعوديه كنوني) حد فاصل ميدان خراسان تا ميدان شودش ميدان حسنآباد، مكان فعلي ايستگاه آتش نشاني كه قبر مرحوم ميرزا رضاي كلهر، خوشنويس معروف و همچنين سر بريده ميرزا كوچك خان جنگلي در آنجا دفن شده بود كه هم اكنون از مكان دفن آنها خبري نيست ولي بنا به قول مشهور سر ميرزا كوچك خان را پس از فرار رضا شاه از ايران مخفيانه به رشت بردند و در كنار پيكرش در سليمانداراب رشت دفن كردند. ولي در مورد ميرزا رضاي كلهر اقدامي صورت نگرفت و قبر او تخريب و از بين رفت.
از ديگر قبرستانهاي حاشيه شهر تهران، ابن بابويه ميباشد كه مفاخري مانند دهخدا، بهزاد، عشقي، ميرزا طاهر تنكابني، دكتر حسين فاطمي، تيمسار بهارمست وكيل طيب حاج رضايي و شهداي قيام 30 تير 1331 در آنجا آرميدهاند. با راه اندازي گورستان بهشت زهرا در سال 1349 و دفن مرحوم محمد تقي خيال به عنوان اولين متوفي در آنجا از دفن كساني كه فوت ميكردند در ساير نقاط شهر جلوگيري كردند. گورستانهاي امامزاده عبدا... و مسجد حاج فيروز آبادي در شهر ري قرار دارند كه افرادي مانند جلال ال احمد، استاد ميرخاني (خوشنويس) و خليل ملكي در آنجا دفن ميباشند.
منابع و مأخذ:
پيرنيا حسن، تاريخ ايران باستان جلد 1 انتشارات افسون چاپ دهم سال 1380 ص 170
كتاب فارسنامه: تاليف ابن بلخي (500 – 510 ه ق)
كتاب مجمع البلدان: تاليف ياقوت حموي
تهران قديم: تاليف ناصر نجمي
تاريخ رجال ايران: تاليف مهدي بامداد
تهران در گذشته و حال: نوشته حسين كريمان
تاريخ تهران: تاليف سيد عبدالحجت حسيني بلاغي
خاطرات و خطرات: تاليف حاج مخبر السلطنه هدايت
ايران در زمان سلطنت قاجاريه: تاليف علي اصغر شميم