این گورستان باغ بزرگی است با دیوارهای قرمز که در ابتدای خیابان دولت از سمت خیابان شریعتی واقع شده و دیوارهای آن پوشیده ار آجرهای قرمزرنگ می باشد و درب ورودی آن چوبی است و می گویند چهل سال قدمت دارد . گورستان دولت یادگار دو جنگ جهانی می باشد و در مکان زیبا و مصفایی واقع شده و حدود سه هزار متر وسعت دارد . داخل آن در ابتدای بعد از درب ورودی یک بنای گنبدی شکل وجود دارد که صلیب نسبتاً بزرگی بر روی آن حک شده است . حدود پانصد سنگ قبر در آن به چشم می خورد که قابل شمارش نیز هست . شانزده سنگ یادبود وجود دارد که نام 4500 زن و مرد خفته در گورستان در آن حک شده و سنگ یادبود به آنان هدیه شده است . سنگ قبرها یک شکل و منظم اند و متعلق به کسانی است که بین سالهای 1914 تا 1918 ونیز 1938 تا 1945 در بندرهای جنوب ایران یا کوهستانهای غرب ایران در درگیری با قوای آلمانی – عثمانی ( ترکیه ) و... کشته شده اند . افرادی هم که به مرگ طبیعی فوت شده اند از محافظان خطوط نفت جنوب ( پلیس جنوب ) ، مهندسان توپخانه ، سربازان ،فرماندهان و متصدیان تلگراف دمشق بوده اند.
این گورستان بنابه روایتی به باغ تابستانی سفارت انگلیس تعلق داشت که توسط الیسون سفیر وقت انگلیس در ایران خریداری شده است . اما بعد از مرگ سفیر مشخص شد که این زمین متعلق به خودش بوده است . در روی سنگ قبر یکی از کارکنان شرکت نفت انگلیس نوشته شده است :
طلوع خورشید گذر است
سایه ها فرو می افتد و اما عشق و
خاطرات هرگز از دست نمی رود
قیطریه
در فرهنگ دهخدا جلد یازدهم آورده شده قیطریه ده کوچکی است .
قیطریه ملک میرزا علی اصغرخان اتابک بود و ساختمان کاخ قیطریه که هم اکنون از آن تحت عنوان فرهنگسرای امیرکبیر یاد می شود نیز توسط وی شاخته شد و به قولی آخرین محل اقامت وی قبل از ترور بوده است . پیش از آن بنای مهمی به جز خانه های روستایی در قیطریه وجود نداشت .
گویا شهرداری مدعی شده که اینجا خانه میرزا تقی خان امیرکبیر بوده و توسط وی ساخته شده حال آنکه این سخن اشتباه بزرگی است . امیرکبیر هرگز در قیطریه سکونت نداشت بلکه قزل قلعه متعلق به او بوده و زمین های قزل قلعه به همین مناسبت از 150 سال قبل به امیرآباد موسوم شده است . اصولاً در ایامی که این بنا ساخته شده سالها از شهادت امیرکبیر می گذرد . جالب توجه اینکه شهرداری این ملک را از خانم ویکتوریا مسعود خریداری نموده است که نامبرده از نوادگان مسعود میرزا ظل السلطان می باشد .
نمی دانیم این نامگذاری چه دلیلی دارد ولی هر علتی داشته باشد تنها شاید بتوان آن را بازی تقدیر نامید چون یکی از دو دختر امیرکبیر همسر ظل السلطان ( مسعود میرزا ) بود که مشارالیها با چند واسطه نیای خانم ویکتوریا مسعود بوده است . در سال 1372 کاخ مخروبه قیطریه توسط شهرداری از مشارالیها خریداری و با تعمیرات و تغییراتی به فرهنگسرای امیرکبیر تبدیل گردید . فرهنگسرای امیرکبیر در سال 1379 دچار آتش سوزی شد و قسمتی از آن تخریب شد که مجدداً بازسازی گردید و به شکل کنونی تحت عنوان فرهنگسرای ملل مورد بهره برداری قرار گرفت .
این خلاصه ای از یکصدو اندی سال سرگذشت کاخ و باغ قیطریه می باشد .
در کتاب راهنمای باستان شناسی آورده شده است که برروی تپه های قیطریه آثار مربوط به عصر آهن کشف شده در شهرکی قدیمی به مساحت پانزده هزار متر مربع بنای گورهای با سه هزارسال قدمت وجود دارد . درسال 1348 همزمان با کند و کاوی که توسط اداره باستان شناسی برروی تپه های ، فیلم مستندی به نام ثپه های قیطریه اثر پرویز کیمیاوی نیز تهیه شده است که هم اکنون یک نسخه از آن در سازمان میراث فرهنگی موجود می باشد .
در پی وقوع کودتای 28 مرداد 1332 و تثبیت حکومت سلطنتی ، شاه فرمانی برای زاهدی فرستاد و از خدمات او که تاج و تخت را به وی بازگردانده بود قدردانی کرد و پیامد آن زاهدی و هیئت وزیران و جمعی از افسران بلندپایه و سناتورها و نمایندگان در میدان مخبرالدوله حاضر شدند و از تندیس سمبولیکی که ویژه کودتا ساخته شده بود توسط زاهدی پرده برداری گردید و نام میدان مخبرالدوله به میدان 28 مرداد تغییر یافت . زاهدی نیز تاج گلی نثار تندیس نمود و نام مقتولین 28 مرداد برروی یک پلاک بر پایه تندیس نصب شد .
همان روز زاهدی با شماری از کسانی که در کودتای 28 مرداد با او همکاری جدی و موثر داشتند در مهمانی شاه شرکت جستند و تشویق شدند و شاه یک عکس امضا شده خود را به زاهدی داد و زاهدی شام را با شاه صرف نمود . زاهدی نیز در قیطریه مهمانی برپا کرد و به افسرانی که در جریان کودتای 28 مرداد همکار صمیمی او بودند اتومبیل و ساعت طلا کادو داد .
در سه ماه تابستان 1333 زاهدی باغ و کاخ قدیمی قیطریه را برای اقامتگاه خود برگزید این کاخ که یادگار میرزا علی اصغر اتابک و آخرین اقامتگاه او بود در این زمان متعلق به خانم افتخاراعظم مسعود ( دختر اتابک و همسر اکبر میرزا مسعود صارم الدوله ) بود .
صارم الدوله که با زاهدی دوستی دیرینه داشت این باغ و کاخ را برای چند ماه تابستان در اختیار زاهدی گذاشته بود . زاهدی هرروز بامداد با اسکورت مخصوص خود از قیطریه به محل کار خود می آمد و هنگام غروب به قیطریه برمی گشت از برقراری شب نشینی های پرخرج و تفریحی زاهدی در باغ قیطریه داستان ها گفته شده است .
بد نیست بدانید روز نهم شهریور 1333 در کاخ قیطریه ( فرهنگسرای ملل ) جلسه فوق العاده هیئت وزیران با حضور زاهدی نخست وزیر وقت تشکیل گردید که به موجب آن به دکتر امینی جهت مذاکره با کنسرسیوم نفت اختیار تام داده شد .
منابع :
1- زندگینامه سپهبد زاهدی تالیف ابراهیم صفاری چاپ انتشارات علمی صفحه 176
2- راهنمای باستان شناسی ایران تالیف سیلویا مستون چاپ لندن 1972 صفحه 37
3- زندگینامه سپهبد زاهدی تالیف ابراهیم صفاری چاپ انتشارات علمی سال 1373
4- زندگینامه سپهبد زاهدی تالیف ابراهیم صفاری چاپ انتشارات علمی صفحه 183
5- شمیران یا باغ های گمشده تالیف کریستوف لودو با مقدمه ایرج افشار سیستانی چاپ کتاب فروشی دیروز و امروز .
ص 412 خاطرات
چهارشنبه 13 شوال 1330 بعون ا.. تعالی با علاقه از کرمانشاه به همدان حرکت شد ولی خیلی به سختی مال کرایه به دست آمد و خیلی گران ( خروار تبریز شانزده تومان و لی هرمالی هشت تومان تقریباً دویست و پنجاه تومان کرایه شد ) دراین ماموریت سفر دوم به کارگزاری کرمانشاه ، چهار سال توقف حقیر طول کشید و اغلب انقلاب و آشوب بود و هیچ آسوده نبودیم . حضرت والا شاهزاده فرمانفرما والی حکم فرمودند ده سوار از طایفه زوله که رییسشان عین علیخان است همراه ما تا بیستون بیایند . به حمدا.. سلامت وارد بیستون شدیم . اما چه بیستونی ، خیلی خراب و آبادانی نیست . به هزار زحمت منزل خرابه ای پیدا شد . فرود آمدیم ، از کرمانشاه تا بیستون هشت ساعت سواره آمدیم . در بیستون سالار لشکر برادر سالار موید نایب الحکومه بدیدن آمد .
1 – پل بند دینور
بقایای این پل بند در نزدیکی دینور و بر سر راه بیستون به سنقر واقع گردیده است . بنای پل بند امروزه آسیب بسیاری متحمل شده و چشمه طاق عالی آن ازبین رفته است . براین اساس در خصوص تاریخ ساخت و طرح اولیه آن نمی توان اظهار نظری کرد .
پل بند مشتمل بر سه دهانه بوده که دو انتهای آن به صورت دیواره سوی در مقابل جریان طغیانی رودخانه کشیده شده است . طول پل با احتساب دو انتهای آن 80 متر و طول دو دیواره سد به ترتیب 72 و52 متر است . دیواره ها هرکدام 10متر ضخامت داشت و در اصل راه کاروان رو از روی آن می گذشت . پل احتمالاً سه چشمه داشته که امروزه بقایای کمی از پایه های میانی آن برجای مانده است .
2 – پل حاجی امیر( کنگاور )
این پل در بلوک سلطان آباد کنگاور بالادست پل نبوتی کنونی که برسر راه کنگاور به کرمانشاه قرار دارد زده شده و امروز تنها بقایای آن برجای مانده است . پل حاجی امیربرروی رودخانه کبوتر لانه که از سراب کبوتر لانه می آید زده شده و ظاهراً تا سال 1340 استوار بوده تا اینکه با ساخته شدن پل بتونی در مدتی کمتر از پنج سال ویران گشته و مصالح آن نیز به یغما رفته است .
3 – پل خسرو ( بیستون )
برسر راهی قدیمی که از بیستون به تخت شیرین و سرماج می رود پایه های پل عظیمی وجود دارد که بنام پل خسرو معروف است و از آثار دوره ساسانی به شمار می آید . ابودلف ( قرن سوم هجری ) در سفرنامه خود از این پل چنین یاد می کند : «در پایین این مکان یک پل عظیم با ساختمان عجیبی برروی رودخانه گودی نصب شده » از طاق جنبه ها و سطح پل چیزی برجای نمانده است و حتی در دوره صفوی نیز غیر قابل استفاده بوده است و به همین دلیل در این زمان پل دیگری برروی دینور آب و حدود یک کیلومتری بالادست پل ساسانی زده شده است . در سالهای اخیر برروی پایه های پل خسرو فلزی به پهنی بیش از یک متر برای تردد افراد محلی زده شده است . پل خسرو درمسیر جاده ای قرار داشته که از بقایای آن دردوطرف پل به طول چند کیلومتر دیده می شود .پهنای جاده هفت متر است که با قلوه سنگ و ملات فرش شده است . پل خسرو ظاهراً همان پلی بوده که اعراب برای رسیدن به نهاوند از روی آن عبور کرده اند .
4 – پل بیستون
این پل برسر راه صحنه به کرمانشاه واقع گشته و پل آجری عظیمی از دوره صفوی – احتمالاً زمان شاه عباس اول – است و برروی رودخانه دینور احداث شده است . این پل برسر دوراهی قرار دارد که در زمان صفویه از قزوین به همدان و کرمانشاه و از آنجا به بغداد کشیده شده بود .
درازای پل 115 متر و پهنای آن با احتساب جان پناههای طرفین 90/6 متر است . پهنای جان پناه ها هریک 37 سانتی متر و بلندای آنها از سطح پل 50 سانتی متر است . از تمامی جان پناه های پل ، فقط در گوشه جنوب غربی قسمتی به درازای 40/8 متر باقی مانده است . پل در طول خود دودهانه اصلی و دو دهانه کوچکتر در شرق دهانه های اصلی دارد .پایه های پل تا ارتفاع 55/3 متر با سنگ تراشیده بالا آمده است . سنگ ها همه از بقایای مصالح ساختمانی ساسانی است و بر اکثر آنها علایم حجاران دوره ساسانی دیده می شود .
مصالحی که در بنای پل به کار رفته سنگ تراشیده شده ، قلوه سنگ آجر و ملات گچ است . این پل به شماره 765 به ثبت تاریخی رسیده است .
5 – پل ماهیدشت
این پل بر روی رودخانه دایمی مرگ و در وسط دشت حاصلخیز ماهیدشت ، نزدیک بخش ماهیدشت برپا شده و از آثار دوره صفویه است . پل ماهیدشت در مسیر جاده مهم ارتباطی و کاروان رو دوره صفویه قرار دارد و جاده کنونی کرمانشاه به اسلام آباد نیز از کنار آن عبور می کند این پل و همچنین کاروانسرای مجاور آن فاقد کتیبه تاریخی مربوط به بانی و زمان ساخت آن است و تنها کتیبه موجود مربوط به تعهدات کاروانسرا در زمان قاجارو سال 1275 ه ق است . این پل به شماره 857 به ثبت تاریخی رسیده است .
6 – پل کهنه ( کرمانشاه )
این پل برروی رودخانه قوه سو در مدخل کرمانشاه قدیم و نزدیک دهکده مرادآباد فعلی احداث شده و در گذشته شاهراه کاروان رو از این حدود بوده است . از این پل عابرین یکراست به دروازه شهر که در گذشته ( دروازه اصفهان ) نامیده می شد وارد می شدند .
پل کهنه به سبک پلهای صفوی ساخته شده و دارای شش دهانه با قوس جناغی و 5 غرفه در بالای پایه هاست . در اطراف پل آجرهایی مربوط به دوره ساسانی و سلجوقی کشف شده و چنین استنباط می شود که این پل در زمان ساسانیان ساخته شده است . در دوره سلجوقیان تعمیر گردیده و در عهد صفویه به شکل کنونی بازسازی شده است .
7 – پل کوچه
این پل در شمال دهکده کوچه از توابع بخش گردین کنگاور و برسر دوراهی فرعی که از جاده کنگاور – اسدآباد منشعب می شود بنا گردیده و از ساخته های دوره شاه عباس اول است . پل کوچه برروی رودخانه خرم رود که مغرب هب شرق جریان دارد زده شده است . در جلو پایه های پل در جهت مخالف جریان آب و برای شکستن فشار آب ، آب شکنهای مثلث شکلی با سنگ لاشه افزوده اند ، همچنین سیل برگردانهایی با سنگ لاشه و ملات آهکی در طرفین پل ساخته شده است .
8 – پل میان راهان
این پل در جنوب دهکده میان راهان از توابع شهرستان کرمانشاه و بر سر راه بیستون به سنقر بر دو آب میان راهان و خدر آباد که به بیستون می رود زده شده و بنای اصلی آن منصوب به دوره صفوی است . در دوره اخیر برای حفظ و حراست ازپل و سهولت تردد وسایلنقلیه پل بتونی جدیدی در زیر دست پل میان راهان زده شده است .
فتحعلی شاه قاجار در سال 1213 ه ق ( 1798م) در سال دوم پادشاهی خود را اواسط جاده قدیم شمیران و خیابان عباس آباد و در زمینی به مساحت 120 هزار متر مربع قصری برای خود ساخت که مصالح لازم توسط جوانان ایل قاجار به سوی محل مورد نظر می بردند و نخستین خشت را نیز شاه به دست خود کار گذاشت .
قصر قجر در سه طبقه ساخته شده بود . نمای اصلی روبه جنوب بود . طبقه دوم تالار بزرگی بود از آیینه ، بنا از بیرون با آجر و کاشی و از داخل با نقاشی دیواری و آیینه کاری درهای خاتم تزیین شده بود . هفتاد پله پهن و دراز بنای بنای قصر را به سطح باغ مربوط می کرد .
همه ساله در اواسط بهار شاه زن ها و دختران خود و همسران شاهزادگان و اشراف و وزرا را به قصر دعوت می کرد . مردان کشتی می گرفتند و زنان اسب سواری و الاغ سواری می کردند . ناصرالدین شاه در سال 1286 ه ق در بنای قصر تغییراتی داد و ملحقاتی به آن اضافه کرد و درسال 1308 قصر قاجار برای زندان نمونه مورد استفاده قرار گرفته است . از محل قصر شهرری و شاه عبدالعظیم دیده می شد .
بنای کامل قصر تا سالهای 29-1328 موجود بود و پس از آن آجرها و سنگهای آن را برای ساخت بناهای مجاور به غارت بردند . از سال 1308 که رضاشاه آن بنا را زندان کرد هیچ سندی مبنی بر تخریب یا بازسازی قصر وجود ندارد . براستی جای شگفتی است که قصری با آن شکل و شمایل و موقعیت تبدیل به چنین ساختمانی شد بدون اینکه عکسی یا نشانه ای که حکایت از اقدام به تغییر و تعمیر در آن وجود داشته باشد و در آخر هم اکنون تغییر کاربری و تبدیل آن به فرهنگسرا و کتابخانه و باغ دردست اجرا می باشد و شهرداری در مقابل 12 میلیارد تومان زندان قصر را از سازمان زندانها خریداری نمود . لازم به ذکر است از اولین زندانیان این زندان می توان نصرت الدوله فیروز تیمورتاش و سردار اسعد بختیاری را نام برد .
باسمه تعالی
تاریخ معلم انسانهاست ( امام خمینی (ره))
تقویم و مورخ
این تصور که تقویمهایی که هرسال چاپ و توزیع می شود ماهیت تاریخی دارد تصور کاملاً صحیحی به نظر می آید ، زیرا ماهیت و تاریخ هر جامعه را در مناسبتها ، اعیاد ، جشنها ، سوگها ، زادروزها ، نامگذاری همه آرمانهای دینی ، اسطوره ای و میهنی می توان جستجو کرد و هر صفحه تقویم نماد شخصیت تاریخی یک ملت است .
ملتها این حق را به خود می دهند که مقاطع افتخارآفرین خود را در حافظه خویش نگه دارند و با برپایی آیینها و یادبودها به آن ببالند ، این حق شامل روابط تلخ و ناکامیها و چه بسا حوادثی که جامعه خوش نمی دارد به آنها بنگرد نیز می شود. لذا ملتها ترجیح می دهند معمولاً در اینگونه موارد با سکوت و خاموشی از کنار آنها بگذرند.
این حقوق نانوشته و حتی ناپذیرفته از سوی حرفه تاریخ نگاری در همه کشورها چه آنها که بر کوس توسعه و فناوری می کوبند و چه آنانکه دمیدن به نی لبک پیشرفت را آموخته اند اجرا می شود . گویی دمیدن روح ماندگاری برکالبد جامعه جز از این راه ناممکن است . از این روست که کتابهای تاریخ مدارس را باید روانترین منابع اطلاع رسانی دانست . چراکه به مقتضای مصلحت ها و سیاست های هر جامعه ای شکل می پذیرند و از خود انعطاف نشان می دهند .
مثلاً اگرچه نظام آموزشی آمریکا، کوره ذوب قومیتهای گوناگون شناخته می شد ، اما پس از جنگ جهانی دوم این تعریف به ( سالاد مخلوط ) تبدیل گردید . کنایه از اینکه این افراد با حفظ آداب خود امکان به سر بردن کنار یکدیگر را دارند . اگر در اتحاد جماهیر شوروی در فاصله ای اندک دو قرائت متضاد از نقش لئون تروتسکی برای دانش آموزان ارائه می شد ، اگر در ژاپن سجایای نظامی این ملت درس اول و آخر تاریخ دانش آموزان بود ، اما پس از انفجار بمب اتمی هیروشیما این فضیلت از کتابهای درسی حذف گردیده این نتیجه را به دست می دهد که تحلیل هر جامعه از تاریخ خود پیش از آنکه معرف حقایق روی داده باشد ، شناساندن تفکر حاکم بر زمان حال آن کشور است . چنانچه سهم رسانه هایی چون تلویزیون و سینما را در ادای آن حقوق پیش گفته درنظر آوریم ممکن است به این باور برسیم که آنچه به عنوان تاریخ ارائه می گردد تبلیغات سازمان یافته است که کارش برآوردن حوایج جاریست اما این یک تعریف بدبینانه از تاریخ است .
تصویری که هر جامعه از تاریخ خود به دست می دهد ، فقط تماشاگران داخلی خود را آن هم گروههایی که تحت تاثیر دریافتهای مستقیم هستند ارضا می کند حتی می توان گفت که تدوین گران این تصاویر خود نیز به عدم کارایی این نگاه رسمی در بیرون از مرزهای کشور باور دارند .
ترسیم آبرومندانه گذشته برای مصارف داخلی چیزی است و بازیافت حقایق از رویدادها بر بنیاد اسناد و مدارک چیز دیگر ، تزریق عرق ملی ، پرورش جمعیت دینی ، بازسازی اسطوره ها ، دمیدن روح میهنی آن هم از طریق تاریخ ، عرف همه جوامع است .
اما علم تاریخ نسبتی با این نگاه ندارد و تعهدی برای تسلی دادن به ملتها احساس نمی کند همین خصلت بسا بی رحمانه از تاریخ معلمی می سازد برای همه اعصار ، آموزگاری که تلخی و شیرینی ها را یک جا در آیینه شفاف خود می تاباند و به خواننده یادآور می شود .
تقویم های رومیزی کار خودشان را می کنند و مورخ کار خودش را . البته اگر مورخ باشد نه راوی صرف .
ادوارد هالت کار می گوید : وظیف مورخ نه عشق ورزیدن به گذشته و نه رهایی یافتن از آن است بلکه مورخ باید به کلید فهم حال به گذشته دست یابد و آن را درک کند .
شهرستان شمیرانات در شمال تهران قرار دارد و بر طبق تقسیمات کشوری سال 1356 بخش های مرکزی به لواسانات ( گلندوک ) و رودبار قصران (فشم) را در بر می گیرد .
شمیرانات از شمال به شهرستانهای نور و آمل ( مازندران ) و از شرق به ورامین و از غرب به شهرستان کرج و از جنوب غربی به کن و سولقان محدود می شود .
بررسی هایی که تاکنون پیرامون وجه تسمیه و سبب نامگذاری شمیران گرفته به نتیجه قاطع نرسیده است .
به نظر نگارنده نام شمیران را باید با معنای واژه تهران جستجو کرد .زیرا به احتمال بسیار تهران مرکب از دو بخش ته به معنای گرم و ران یعنی جا و مکان و برروی هم به معنی جای عمیق و گرم است . این واژه نیز در ایران پیشینه دارد . چنانکه یکی از روستاهای اطراف تهران بر طبق مندرجات تاریخ اصپهان حافظ ابونعیم ( سده چها هجری )و معجم البلدان یاقوت حموی ( سده هفتم هجری ) بنام طهران ( یتران ، طیران ، تهرون ، نیرون ) نام داشته که نام خویش را از تبره عرب ( طی ) گرفته است که در سده نخست هجری به این منطقه مهاجرت و نام خود را به آن داده اند . نام شمیران نیز در آبادیهای ایران و قلمرو فرهنگی – جغرافیایی قدیم آن نیز پیشینه داشته و بی سابقه نیست که شمیران تارم ( شمیران و یا شمع ایران خوانده شده و تختگاه کنگریان در سده چهارم هجری بوده است ) شمیران وان و ارمنستان آران ( آذربایجان ) و گاه بصورت سمیرم ( علیا و سفلی – شهرضا و قمشه ) و شمیرم لرستان و شاید شمیلان طوس از آن شمار است نامواژه شمیران به عنوان یک دژ مستحکم نظامی یا فصیل و هندق و قلعه بالایین از سده نهم در کتب تاریخی اشاره شده است .
ظاهراً واژه شمیران متضاد واژه تهران و از دو بخش شم یا سم به معنی سرد + ران یعنی جا و مکان و بررویهم به معنای جای سرد است .
درعین حال شاید که این واژه شم به معنی گردنه کوهستانی بلند و برفگیری نیز بی رابطه نباشد . بخش نخست را هم می توان در کلمات زمین مرکب از زم + پسوند ین و زمهریر ( برزخ و جای سرد زم + هریر) زمستان زم + پسوند ستان مشاهده کرد .
افزون بر آن واژه سم یا سم گاه به صورت سوم درگویش های جنوبی ایران مشاهده کرد که به معنی سردی و سرماست مطابق تحقیقاتی که نگارنده در خصوص واژه تجریش نیز به عمل آورده و در عین حال نشان می دهد که نام ( تجریش ) مرکز شمیران نیز مرکب از دو بخش تجریه صورتهای تجر تا تاچار و یا تجریا طرز و تزر به معنی سرد و سرماست که دست کم از دوران سلطنت داریوش اول هخامنشی ( 522-486 ق م ) تخت جمشید یا کاخ معروف تجریشینه دارد و هم اکنون در بسیاری از نقاط ایران صورت تجروتزر (طرز) در یزد ، ملایر ، خراسان و ... وجود دارد .
بخش دوم (یش) به صورت (شت) مذکور در راحه الصدور و آیت السرور راوندی ( سده پنجم هجری قمری ) که به صورت طجرشت مصبوط و پسوند مکان است .
نام تجریش قدیمتر از شمیران و نخستین بار در ذکر وقایع دوران سلجوقی به صورت طجرشت آمده است . در راحت الصدور و آیه السرور ابوبکر سلیمان راوندی آمده است که « آنگاه سلطان طغرل بک از تبرک به سوی ری شتافت به قصران بیرونی به در دیه طجرشت از جهت خنکی هوا نزول فرمود چه حرارت هوا به غایت بود . رعاف بر او مستولی شد و به هیچ دارو امساک نپذیرفت تا قوت ساقط شد و از دنیا رفت در رمضان سنه خمس و خمسین و اربع مانه 455 قمری » ظهیرالدین نیشابوری در سلجوقنامه ( درگذشت 582 ) نیز گزارش می کند در شهر رعنایه دیه طرشت که خانه او بود . که بنابه تحقیقات نگارنده جسد وی را پس از مرگ از خانه و کاخ تابستانه اش به ری آورده و در برج معروف به طغرل به خاک سپردند .
بطوریکه در بالا یاد شد نام شمیران نخستین بار بدین صورت در سده نهم توسط مورخ معروف به میرظهیرالدین مرعشی نویسنده کتابهای تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و تاریخ گیلان و دیلمستان ضبط و گزارش شده است . در آن زمان دژ دربند شمران قصران از استحکامات تدافعی بسیاری بیش از قلاح منطقه چون قالیس و لورامه برخوردار بود تا آنجاکه سپه سالار تمامی ممالک رستمدار مازندران و رویان در آنجا اقامت داشته است .در دوران سلطنت شاهرخ میرزا تیموری ( 807 – 850 ه ق ) حاکم انتصابی وی از خراسان به نام امیر الیاس خواجه در دردربند شمیران مورد حملات ملک کیومرث استنداریه از امرای ایرانی نژاد شمال قرار گرفت و قلعه به تصرف وی درآمد .
افزون برآن مرعشی دروقایع سالهای 832 – 831 نیز ازهجوم لشکریا گیلان ( رودبار و دیلمستان ) به پشتکوه و رستمدار خبر داده که در آن میان گشودن دربند شمیران برخلاف دژهای دیگر چون قالیس ( طالقان ) اورای ( شهرستان ) و امام ( اوشان و فشم ) با دشواری بسیار انجام گرفت و تاراج و غارت قلعه ثروتمند شمیران پایان یافت .
به نظر می رسد که این دژ استوار در ضمن همین وقایع و با رخدادهای سهمناک دیگر خراب و بزودی متروک شده است و از آن پس از این دژ تنها نامهای ( سرگردان قلا ) و ( سرقلا ) و ( دربند ) و( پس قلعه ) به یادگار مانده است چنانکه در ضمن رویدادهای دوران شاه عباس دوم صفوی ( 1052 – 1077 ه ق ) از وجود این دژ در شمیران خبری در دست نیست زیرا محمد طاهر و چند قزوینی در کتاب عباسنامه می نویسد رایات نصرت آیات شاهعباس ثانی از لار به لواسان و از لواسان به دماوند و از دماوند متوجه شمیران گشته چند روز آن مکان خلد عنوان مقر رایات منصور و منزل عسکر قیامت شور بود . پس از شمیران به تهران رفته است بدین ترتیب نخستین بار به جای واژه قصران ( قصران بیرونی یا خارج ) نام شمیران نشسته و درکنار آن نیز از لواسان یاد می شود . دریاد رویدادهای سال 1173 در کتاب تاریخ گنسای و روضه الصفای ناصری رضاقلی هدایت از اقامت کریم خان زند در روزهای گرم تابستان در شمیران گزارش شده است .
از دوران آغامحمدخان قاجار و پایتخت قرار گرفتن تهران ( 1200 ه ق ) شمیران مورد توجه قرار گرفت و به نوشته هدایت « رایت نصرت سلطانی به جانب طهران در اعتزاز آمده عرصه بساتین شمیران منصوب خیام دلیران و ایران گردید .
شمیران در دوره فتحعلیشاه مرکز شکار و تفریح وی قرار گرفت و به نوشته لسان الملک سپهر در ناسخ تواریخ قاجاریه « پس از قرار و مدار امور نزدیک و دور حضرت خاقانی به ییلاقات شمیران فرموده به تفرج و شکار اشتغال می ورزید .
ناصرالدین شاه ( 1264 – 1313 ق) فرمان به ساختن عمارات و کاخ و باغهای بسیار داد که همسران متعدد وی در آنها اقامت داشته اند .
گذشته لواسانات و قصران تاریخ منطقه قصران را بایستی به عنوان بخشی از ری باستان از کشفیات باستان شناسان و کتیبه ها و متون کهن استخراج کرد .بر اساس کاوشهای باستان شناسی در تپه های قیطریه شمیران ( قصران خارج ) در سال 1374 توسط باستان شناسان ایرانی و روستای دروس و گاه به صورت اتفاقی از جمله کشف ظروف سفالین منقوش در نزدیکی روستای ایگل ( قصران داخل ) گذشته این منطقه را می توان تا پایان هزاره دوم و آغاز هزاره اول قبل از میلاد بالا برد .
در سنگ شیشه های آشوری از لشگرکشی پادشاهان آشوری به سرزمین ماد یاد شده و کوه بیکنی ( کوه لاجورد ) را که بیشتر بر دماوند قابلیت انطباق دارد به عنوان آخر دنیا پنداشته اند .
ری به عنوان « ماداگاریاراگس » در دوران تاریخی از شهرت به سزایی برخوردار بوده و دورانهای ماد ( 753 – 559 ق م ) هخامنشی ( 559 – 330 ق م ) سلوکی ( 330 – 250 ق م ) اشکانی ( 250 ق م تا 226 میلادی ) و ساسانی ( 226 تا 651 میلادی ) به عنوان یکی از مهمترین شهرهای جهان باستانی در تورات یاد شده است . گشودن قصران و دماوند برخلاف شهر ری به سادگی برای مسلمانان میسر نشد . در طبرستان ، رویان و دیلمان یعنی نواحی کوهستانی شمالی ایران نیز تحت همین شرایط کار تصرف این نواحی مدتها به درازا کشید و بیشتر اعراب با پذیرش حکام محلی به پرداخت خراج و مالیات بسنده میکردند .ناصرخسرو شاعر شیعی مذهب سده پنجم هجری نام لواسان را ضبط کرده و می نویسد میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی آن را لواسان گویند .
سپس این نام در سده های بعدی بر ناحیه کنونی اطلاق شده که گاه بصورت ( لباسان ) برروی یک لنگه در قدیمی بقعه سید اسماعیل تهران مورخ به سال 886 خوانده می شده است . در پایان سده سیزدهم می نویسد « قصران علیا همین لواسانات را گویند که از گردنه قوچک طرف شمال جلگه طهران که شخص سرازیر شده از رودخانه جاجرود عبور نموده است شمال این رودخانه اول بلوک لواسانات است که به دو لواسان تقسیم شده لواسان بزرگ و لواسان کوچک و این لواسانات را حالا هم قصران علیا می گویند .»
منابع :
1. دکتر موسوی سید احمد کیهان فرهنگی سال 1368 تهران هزار ساله .
2. دکتر ستوده منوچهر جغرافیای تاریخی شمیران ، مقدما ، نفیسی ، سعید تهران قدیم بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص 7و8 جواهر کلام علی تهران 1357 ص 17 کسروی ، احمد نامها شعرها و دیه های ایران طهران 1326 ج 2 ص 7
3. راوندی ، ابوبکر سلیمان راحه الصدور و آیه الصدور تهران 1328 ص 112
4. ظهیری نیشابوری سلجوقنامه ص22
5. کریمان ، حسین تهران در گذشته و حال دانشگاه ملی ایران ص 78
6. مرعشی میرظهیرالدین ، تاریخ طبرستان مازندران و رویان محمدحسین تسبیحی موسسه مطبوعاتی شرق ص 406
7. محمد طاهر ( وحید ) عبادالدین عباسنامه ابراهیم دهگان اراک سال 1329 ش ص 321 و330
8. میرزاصادق گیتی گشای 92 هدایت رضاقلی خان روضه الصفای ناصری چاپخانه پیروز خیام و مرکزی تهران 1337 ص 28
9. سپهر لسان الملک محمدتقی ناصخ التواریخ قاجار تهران 1373 قمری جلد اول ص 160
10. سیف ا... کامبخش تهران سه هزار و دویست ساله کانون قصا تهران 1369
11. کریمان ری باستان انجمن آثار ملی ایران ص 15 کریمان تهران در گذشته و حال 7و8
12. کریمان قصران ص 20
13. مرعشی تاریخ طبرستان مازندران و روبان ص 127
14. ناصرخسرو سفرنامه دبیرسیاقی تهران 1335 ص 24
15. آملی ، اولیاءا.. تاریخ رویان ، کوشش منوچهر ستوده بنیاد فرهنگ ایران سال 1352 ص 12و13
16. اعتمادالسلطنه مراه البلدان ج 42 ص 10